خدایا تو خود می دانی که برای عاقبتم چه امیدی به تو بستم
قسمت اوّل:
شرح مناجات شعبانیه به دلیل مضامین عالی و عظمت آن، نیاز به وقت و زمان زیادی دارد تا کلمه به کلمه آن، مورد بحث قرار گیرد، که بفهمیم حضرت مولی از درگاه الهی چه درخواستی داشته اند؛ امّا در این جا شرحی مختصر بر این دعای شریف ذکر می شود تا ان شاء الله استفاده بهتری از قرائت این دعا ببریم.
دعای مناجات شعبانیه با:
"اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد"
شروع می شود و با درود و صلوات به پایان می رسد. یکی از اعمال ماه شعبان، صلوات است. در کتاب شریف وسائل الشیعه باب الدعاء به نقل از امام صادق (علیه السلام) آمده است که: «أکثِرُوا فِی شَعبان الصَّلاةُ عَلَی نَبِیِّکُم و أهلِه» در ماه شعبان بسیار صلوات و درود بر پیامبر و اهل بیتش بفرستید. و باید بدانیم که این ماه، ماه پیامبر اکرم (ص)، ماه رجب ماه اهل بیت (ع) و ماه مبارک رمضان، ماه خدا و ماه مردم است. علامه طباطبایی (ره) می فرمودند صلوات جامع ترین ذکر است. چرا جامع ترین است: چون اولش توحید «اللهمّ» است و با عبارت «صلّ علی محمّد» اعتراف به نبوت حضرت رسول می کنیم و با «علی آل محمد» اعتراف به ولایت اهل بیت (ع) می کنیم که تقریبا اصول دین در صلوات ذکر شده است که مستحب است روزی 110 مرتبه به شکل "اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم و فرجنابهم" فرستاده شود، که در این صلوات هم فرج آقا را می خواهیم و هم فرج خود را که مبادا مثل برخی عاقبت کارمان به بیراهه رود.
شروع و ختم دعا با صلوات
اهل بیت (علیهم السلام) دعا که می خواهند بخوانند با صلوات شروع می کنند و این ناظر به روایات متعددی است که بیان می دارند محال است کسی خداوند متعال را بخواند و پروردگار یک بخش از دعای او را جواب بدهد و بخشی را اجابت نکند. یکی از دعاهای مستجاب صلوات است که خود خداوند متعال می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيمًا؛ خداوند و ملائکه اش بر پیامبر درود می فرستند و ای کسانی که ایمان آورده اید بر پیامبر صلوات بفرستید» در دعاهای اهل بیت (ع) به طور معمول درخواست ها از خداوندمتعال محفوف به دو صلوات است که یک صلوات اوّل و یک صلوات آخر دعا آورده می شود و ایشان، بین دو صلوات درخواست خود را بیان می کنند تا دعاها مستجاب شود. در صحیفه سجّادیه به تکرار این امر واقع شده که از جمله آن دعای شریف مکارم الاخلاق است.
دعا بعد از صلوات با این عبارت آغاز می شود که:
«وَاسْمَعْ دُعائى اِذا دَعَوْتُكَ، وَاْسمَعْ نِدائى اِذا نادَیْتُكَ»؛
خدایا همین که تو را می خوانم صدای مرا بشنو!» که از این عبارت پیداست بعضی خدا را می خوانند امّا صدایشان به خدا نمی رسد و برخی هم صدایشان به خداوند متعال می رسد امّا خداوند صدا را نمی شناسد و می فرماید این کیست؟! که تا به حال نبوده است؟ برخی از صداها، آشنای درگاه خداوند هستند که با شنیدن صدا جواب داده می شود. برخی از دعاها را خداوند می شنود که اگر بشنود اجابت می کند.
مانع عدم استجابت دعا چیست؟
مانع نشنیدن برخی از دعاها و صداها چیست؟ مانع ما هستیم. اگر دعا از کلّه آدمی بالا رود، رفته است؛ امّا مشکل این جاست که از آن بالاتر نمی رود. امام سجاد (ع) در دعای ابوحمزه می فرماید: «إنّکَ لاتَحتَجِبُ عن خَلقِکَ؛ خدایا تو از خلقت محجوب نیستی، إلّا أن تَحجُبَهُمُ الاَعمالُ دوُنَکَ؛ اعمال بندگانت آن ها را به حجاب می اندازد و ارتباطشان را با تو قطع می کند» که حافظ هم سروده است: "حافظ از میان برخیز که خود حجاب خودی" او که حجابی ندارد و امام عصر (ارواحنافداه) هم همین طور هستند.
داستان علی بن مهزیار
جناب علی بن مهزیار (رضوان الله) که در اهواز مدفون هستند در نامه ای حضرت جواد (علیه السلام) به ایشان می فرماید که من شما را دوست می دارم و از خداوند سلامتی تو را می خواهم. ایشان وقتی 19 سفر با پای پیاده در شرایط آن روزگار به سفر حج رفتند تا امام زمان (عج) را ببینند نشد و قهر کردند. ندائی آمد که قهر نکن و بیا. وقتی در سفر بیستم در حج حضور پیدا کرد و از دوستانش جدا شد. روزهای آخر سفر در حال طواف با سفیر امام برخورد کرد که او از جناب علی بن مهزیار سوال کرد پی چه کسی می گردی؟ گفت: من به دنبال امام محجوب می گردم . جواب داد که او محجوب نیست، بلکه من و تو هستیم که محجوبیم. دیده اید که بعضی از بی سوادها شعر می گویند که یوسف فاطمه از چاه درآ. ای کاش آدم شعر هم که می گوید معرفت داشته باشد. او در چاه نیست و ما در چاهیم! او برای چه در چاه باشد؟! او برای چه پوشیده باشد که نیست و من وشما هستیم که پوشیده ایم، حتی کسی مثل همسر لوط که در کنار پیامبر خدا بود، به حجاب بود و هیچ استفاده ای از پیامبر خدا نبرد. تقصیر حضرت لوط بود یا تقصیر خانمش بود؟ پس می شود که آدم به ظاهر با اماممش باشد امّا با او نباشد که این هنر ما انسان هاست که می تواند از صلب پیامبر خدا به دنیا آمده باشد و دردامن او باشد امّا با او نباشد.
«وَاَقْبِلْ عَلىَّ اِذا ناجَیْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ اِلَیْكَ»؛
خدایا وقتی مناجات تو را می کنم به من رو کن!»
که در این دعا نکته زیبایی وجود دارد که باید به آن توجه کرد: در فراز قبلی گفت که "وَاْسمَعْ نِدائى اِذا نادَیْتُكَ" و این جا می فرماید: "وَ اَقْبِلْ عَلىَّ اِذا ناجَیْتُكَ" توجه داشته باشید که ندا در حالت بُعد واقع می شود و نجوا در حالت قُرب؛ که کسی را از دور صدا کنی و فریاد بزنی؛ ندا بوده امّا نجوا مثل این است که دهنمان را بگذاریم در گوش کسی و چیزی بگوئیم. ببینید که امام چقدر با دقّت دعا می کنند، که این دعا را امیرالمؤمنین (سلام الله) می خواندند و بعد از ایشان هم اهل بیت (علیهم السلام) قرائت می کردند. امام می فرماید که خدایا وقتی ندایت می زنم و تازه وارد شده ام و قاعدتاً دور هستم پس بشنو صدایم را و وقتی با تو نجوا می کنم به من رو کن.
" فَقَدْ هَرَبْتُ اِلَیْكَ"
خدایا به تو فرار کرده ام.
این فرار بدین شکل است که از او فرار به سوی او فرار؛ عین دختر بچه ای که اگر اشتباهی کند و مادر نهیبی بزند بچه فرار می کند امّا لحظه ای بعد آمده و دوباره دامن مادرش را می چسبد چرا که کسی را غیر او ندارد و می داند که مهربان ترین کس همین مادرش است. درست است که مادرش الان بر سرش فریاد زد، امّا فرار می کند از او و رو می کند به او.
«وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیكَ، مُسْتَكیناً لَكَ، مُتَضرِّعاً اِلَیْكَ، راجِیاً لِما لَدَیْكَ ثَوابى»؛
خدایا من در برابر تو ایستاده ام و خاک نشین تو هستم و چیزی از خود ندارم، اهل گریه و زاری به سوی توهستم و تنها امید بسته ام به آن چیزی که تو به من بدهی» خدایا اگر تو ندهی کسی چیزی ندارد که به من بدهد و همه بندگانت مثل خودم هستند. در قرآن فرمود: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ؛ ای مردم همه فقیرید و تنها اوست که بی نیاز است»
«وَ تَعْلَمُ ما فى نَفْسى وَ تَخْبُرُ حاجَتى وَ تَعْرِفُ ضَمیرى»؛
خدایا تو می دانی که در دل من چیست و چه در دلم می گذرد و از حاجتم باخبری و نیاز نیست که من حاجتم را بگویم و از چیزی که در ذهنم پیچیده شده است خبر داری و نسبت به آن معرفت داری»
«وَلا یَخْفى عَلَیْكَ اَمْرُ مُنْقَلَبى وَ مَثْواىَ»؛
خدایا از کجا آمده ام و کجا می روم بر تو مخفی نیست» گر چه بر خود ما مخفی است و بسیاری از ما نمی دانیم از کجا آمده ایم، کجا می رویم؟
"چه می دانیم کجا می رویم!" عاقبتمان چه می شود؟ "چه می دانیم چه می شود!" «بأیّ أرضٍ تموت؛ کجا می میریم؟» چه جوری می میریم؟ چه کسی می داند؟ مگر نبود کسی که 6000 سال عبادت کرد و حضرت علی (علیه السلام) فرمودند معلوم نیست که این 6000سال از سال های دنیایی است یا آخرتی که هر روز آن 000/50 سال است. این همه سال عبادت کرد و آخرش شیطان شد آن وقت ما با چهارتا عبادت دست و پا شکسته چکار می کنیم؟
کم بودند کسانی که ضد انقلاب بودند و برگشتند؟! کم بودند افرادی که آدم بودند و یهو همه چیز را گذاشتند کنار و در دامن غرب افتادند!
در جنگ صفین حامی امام علی (ع) بود و در کربلا قاتل امام حسین (ع) شد. شمر (لعنه الله) از کسانی بود که در لشگر امیر مؤمنان بود و در کربلا امام حسین (ع) را به شهادت رساند.
«وَ لایَخْفى عَلَیْكَ اَمْرُ مُنْقَلَبى وَ مَثْواىَ، ما اُریدُ اَنْ اُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقى واَتَفَوَّهُ بِهِ مِنْ طَلِبَتى، وَ اَرْجُوهُ لِعاقِبَتى»؛
«خدایا امر اول کارم و آخر کارم بر تو مخفی نیست. خدایا تا من اراده کنم و تا حرف بزنم تو می دانی که چه می خواهم و چه نیّتی دارم» لازم نیست که من بگویم که هستم، مشکلم چیست و کجاست. تو خودت می دانی. خدایا تو خود می دانی که برای عاقبتم چه امیدی به تو بستم»
ادامه دارد...
حجت الاسلام و المسلمین آقاتهرانی